خرید بک لینک




http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:25

آی بازی بازی بازی

دارم میرم به بازی

بازی قایم موشک

با پیشی ناز کوچک

چشم میذارم همیشه

تا پیشی قایم بشه

پیشی جونم قشنگه

کوچیک اما زرنگه

قایم میشه زیر تخت

یا میره روی درخت

هرجا بره پیشی جون

زودی میادش بیرون

چونکه منو دوست داره

تنهام نمیگُـــــــــذاره


http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:14

پشت ویترین مغازه ها
جنس هایی هست که خیلی گرونن
یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که ارزونه
اما گاهی یه گوشه ای، یه چیزی میذارن، که شاید کهنه باشه ، شایدم معمولی
اما روش نوشته " فروشی نیست "
آدم باید ازون جنس باشه ...

سلام رفیق
روز و روزگارت به عشق و امید [گل]
http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:53

... آماده ام !! ... طناب و صندلی ... فقط دنبال بهانه ام !!

... دردهایم را در ذهن مرور میکنم !! به دنبال دردی هستم که ایستادگی را از من بستاند !!

... نگران جواب نیستم " ... بپرسند ، چرا ؟ خواهم گفت : دلیل بودن نبود و دلیل نبودن ، هزار !! غیرتم قبول نکرد با هیچ بسازم و به هیچ بسوزم و هیچ ، اندوزم !! خسته ام از هیچ نژادهای هیچستانی که قرنهاست برای هیچ انگاشتن هیچی شان ، هیچنامه میسرایند و دیوان هیچ از بر میکنند !!

... من جوابهایم را دارم !! این دنیای هیچ در هیچ است که باید جواب نبودنم را بدهد !!

... راحتم بگذار " ... دنبال بهانه ام !!


http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:44

شهردار شهر داورزن انتخاب شد

پس از توافق شوراي شهر داورزن و با اکثريت آرا مهدي بهادري به عنوان شهردار شهر داورزن منصوب شد .
بر اين اساس طي حکمي که از سوي استاندار خراسان رضوي ايلاغ شده است مهدي بهادري به عنوان شهردار و ذي حساب شهرداري داورزن منصوب شد
در ادامه اين حکم آمده است با توجه به پيشنهاد شوراي اسلامي شهر داورزن و با استفاده از اختيارات حاصله از تبصره ۳ ذيل ماده ۷۱ قانون تشکيلات، وظايف و انتخابات شوراهاي اسلامي کشور و انتخابات شهرداران، و اصلاحات و الحاقات بعدي مجلس شوراي اسلامي کشور، به موجب اين حکم به سمت شهردار و ذيحساب شهرداري داورزن منصوب مي گرديد.
در ادامه اين حکم آمده است :اميد است با اتکال به خداوند متعال و تعامل و همکاري با ساير دستگاه هاي اجرايي و با استفاده از امکانات مادي و معنوي موجود، زمينه مشارکت مردمي را در جهت پيشبرد سريع برنامه هاي توسعه عمران شهري و ساير امور رفاهي و خدماتي مورد انتظار شهروندان عزيز شهر داورزن فراهم نماييد.
شايان ذکر است مهدي بهادري مشاور فرمانداري سبزوار – بخشدارششتمد و بخشداري صالح آباد را در کارنامه کاري خود داشته است


http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:35



خدایا مرا چه طعمی آفریدی

که همه از من زود سیر میشوند


http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:25

اگر چه خبر از یکی دو هفته پیشه اما

شیرینی اش رو همیشه میشه خورد...


بریم سراغ اصل خبر:

حسین عبداله زاده هم بله را گفت و به جمع متاهلان پیوست.

تبریک میگیم!


راستی حسین خرم آبادی هم عروسی گرفت و دیگه واقعا وارد زندگی جدید شد. این هم مبارک باشه!

اگر چه سعی کردم با چندتا از بچه ها هماهنگ کنم و با هم به عروسی اش بریم اما متاسفانه نتونستیم توی مراسم عروسی اش شرکت کنیم و شرمنده اش شدیم. واقعا شرمنده.

آرزو می کنیم زندگی خوب و سالمی داشته باشه و هر روز سال خوش و خرم باشه مثل اسمش!


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 16:21

دلم هوس یک دوست قدیمی کرده

یه رفیقِ شش دانگ


یه آرامِ دل ،


کسی که امتحانش را در رفاقت پس داده


و دیگر محک زدن و زیر و رو کردنی در کار نباشه


رفیقی که


من نگم و او بشنوه...


بخندم و حجــم بغضم رو در خنده ام ببینه...


رفیقی که بگم برو ، اما بمونه

که نره


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 16:00

گاهی گمان نمی کنی و می شود...

گاهی نمی شود که نمی شود...

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است...

گاهی ناگفته قرعه به نام تو می شود...

گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست...

گاهی تمام شهر گدای تو می شود...


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 15:37


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 14:46

25 مهرماه سالگرد درگذشت فرخی یزدی است؛ شاعری که به خاطر آنچه میسرود، در نوجوانی از مدرسه اخراج شد،

بخوانید


یکی از شعرهایی که فوق العاده دوستش دارم و تو چاووش ۱ شهرام ناظری هم خونده ش این شعر فرخیه یزدیه:

آن زمان كه بنهادم سر به پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی

تا مگر به دست آرم دامن وصالش را
می دوم به پای سر در قفای آزادی

با عوامل تكفیر صنف ارتجاعی باز
حمله میكند دایم بر بنای آزادی

در محیط طوفای زای ، ماهرانه در جنگ است
ناخدای استبداد با خدای آزادی

شیخ از آن كند اصرار بر خرابی احرار
چون بقای خود بیند در فنای آزادی

دامن محبت را گر كنی ز خون رنگین
می توان تو را گفتن پیشوای آزادی

فرخی ز جان و دل می كند در این محفل
دل نثار استقلال ، جان فدای آزادی

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 13:31



برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 13:13


توی جاده یه سگ زخمی که یه ماشین بهش زده بود ناله میکرد

واسه اولین بار به یه سگ گفتم "عزیییزم"

کمی گذشتیم صدای تصادف اومد


برگشتم و گفتم آآآآآآخخخخخ


سگ پهن زمین شده بود... یه ماشین دیگه بهش زده بود!پشت چراغ راننده ها راننده قاتل رو سرزنش کردن!


توی مترو داشتم به قاتل فکر میکردم.. به این فکر میکردم که قاتلان جسم مجازات میشن ولو مجازات غیر رسمی... قاتلان روح چطور ؟... قاتلان حق به جانبی که تصور میکنن هیچ مجازاتی براشون وجود نداره و به همین دلیل به کارشون ادامه میدن...


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 11:52

سالروز واقعه تاریخی غدیر خم و منصوب شدن شدن حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام به مقام والای ولایت و امامت مبارک .

یاعلی این لقب(امیرالمومنین) بعد از من بر هر کسی غیر از شما حرام است.



برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 11:13


ی وقتا آینقد آدم زندگی ش غمناک میشه که دوس داره یکی ی هو بگه ....

کاااااااتتت.....

عالی بود....

عالی ....

خسته نباشید....

بچه ها ... واسه امروز بسه !



برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 21:18

♫♫♫

چشام بستست نمیخوابم

…

چشام بستست ولی فکرم یه عمره که نخوابیده

مرورت می کنم هر بار بهم حس جنون میده

نفس میکشم و اشکام نشون میدن چقدر خستم

نمی دونی چرا زنده ام نمی دونم چرا هستم

نمی دونم چرا هستم

نمیخوام با یه دلشوره که افتاده توی جونم

تو رو از اتفاقی که نیفتاده بترسونم

صبوری میکنم هر بار یه حسی تو دلم میگه

دلت آروم گرفت آخر

ولی پیش یکی دیگه

از امروز هر شبم گریست با یه حس عذاب آور

شب و روزام یکی میشن با این قرصای خواب آور

♫♫♫

نگفتی خسته ای از من نگفتی که داری میری

فقط دیدم به جای من داری تصمیم می گیری

سپردی من رو دست کی به دیوارای این خونه

من و این قرص خوابی که واسم لالایی میخونه

هنوز هرجای این خونه واسم خاطره می سازه

نگاهم سمت چی باشه منو یاد تو نندازه

منو یاد تو نندازه

…

محسن یگانه


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 21:02

هر جلوه زيبا ناخوداگاه مرا به ياد تو مي اندازد
و لاجرم مرا با خود به اوج ميبرد
سرنگون ميسازد ، ميخنداند و ميگرياند
ايکاش لا اقل دستم را ميگرفتي
تا حرارت عشقم را درک کني
گرچه ميدانم هرگز نميفهمي چقدر دوستت داشتم
و مشکل من اينروزها ، همين است

نزار قباني


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 20:41

از ریز کردن گوجه برا سالاد شیرازی متنفرم!>____________<

از استفراغ جمع کردن هم بدتره!!


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 20:25

فیلم مدار صفر درجه رو یادتونه

خیلی شعرای قشنگی داشت

این شعرش به دلم نشست شدید:

آه اي قلب محزون من...

ديدي چگونه سودا رنگ شعر گرفت؟؟

ديدي كه جغرافياي فاصله را

چگونه با نوازش نگاهي مي شود طي كرد و ناديده گرفت...

ديدي كه رنج هاي كهنه را

با ترنمي مي شود يكباره فراموش كرد...

ديدي كه آزادي لحظه ي ناب سرسپردن است...

ديدي كه عشق يك اتفاق نيست؟

يك قرار قبلي ست مثله يك تفاهم ازلي...

از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت...

قال خودم:عجب...

+راستی لوگوی وبلاگم خوبه؟؟؟؟


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 20:07

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

تفاوت های جنگ نرم و جنگ سخت

جنگ نرم نيز همانند جنگ سخت اهداف مختلفي دارد و قاعدتا هدف غايي هر دو آنها تغيير كامل نظام سياسي يك كشور است كه البته با اهداف محدودتر هم انجام مي گيرد. در حقيقت جنگ نرم و جنگ سخت يك هدف را دنبال مي كنند و اين وجه مشترك آنهاست، در هر صورت هدف اصلي اين جنگ، اعمال فشار براي ايجاد تغيير در اصول و رفتار يك نظام و يا به طور خاص تغيير خود نظام است.

وبه مورد زیر توجه کنید :

1- حوزه تهديد نرم اجتماعي، فرهنگي و سياسي است، در حالي كه حوزه تهديد سخت امنيتي و نظامي ميباشد؛

2- تهديدهاي نرم پيچده و محصول پردازش ذهني نخبگان و بنابراين اندازهگيري آن مشكل است، در حالي كه تهديدهاي سخت؛ عيني، واقعي و محسوس است و ميتوان آن را با ارائه برخي از معيارها اندازهگيري كرد؛

3- روش اعمال تهديدهاي سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالي كه در نرم ، از روش القاء و اقناع بهرهگيري ميشود. و تصرف و اشغال سرزمين است در حالي كه در تهديد نرم ، هدف تاثيرگذاري بر انتخابها، فرآيند تصميمگيري و الگوهاي رفتاري حريف و در نهايت سلب هويتهاي فرهنگي است؛

4- مفهوم امنيت در رويكردهاي نرم شامل امنيت ارزشها و هويتهاي اجتماعي ميشود، در حالي كه اين مفهوم در رويكردهاي سخت به معناي نبود تهديد خارجي تلقي ميگردد.

5- تهديدهاي سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگيختن است، در حالي كه تهديدهاي نرم به دليل ماهيت غير عيني و محسوس آن، اغلب فاقد عكسالعمل است.

6-مرجع امنيت در حوزه تهديدهاي سخت، به طور عمده دولتها هستند، در حالي كه مرجع امنيت در تهديدهاي نرم محيط فروملي و فراملي (هويتهاي فروملي و جهاني) است؛

7- كاربرد تهديد سخت در رويكرد امنيتي جديد عمدتاً مترادف با فروپاشي نظامهاي سياسي- امنيتي مخالف يا معارض است، در حالي كه كاربرد تهديد نرم در رويكردهاي امنيتي جديد عليه نظامهاي سياسي مخالف يا معارض، مترادف با فرهنگسازي و نهادسازي در چارچوب انديشه و الگوهاي رفتاري نظامهاي ليبرال و دموکراسی می باشد.


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:55

پوششهای پسندیده
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) میفرماید: برای حضور در میان برادران دینی، لباستان را آراسته و لوازم خود را به اصلاح آرید به گونهای که در میان مردم مانند خالی نمودار و برجسته باشید، زیرا خدا زشتی و و زشتنمایی را دوست ندارد؛

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:41

متنفرم از خودم که همیشه نگران کسایی میشم

که اگه بمیرم هم نه نگرانم میشن نه یادم میکنن


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:27



برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:04

سلام کلوچه

۵شنبه آرین و آرش --غزل و عسل با ماماناشون خونمون بودن ....

بماند که از روی ماشینت پایین نمیومدی حتی موقع عکس گرفتن ....ولی در کل مهمون نوازیت بد نبود روبعضی وسایلت حساسیت داشتی ...

تازه قبل از اومدنشون هم تموم وسایلت رو تو کمدت قایم کردی !!!!!!!!!!!!!!!!!

با دخترا هم ارتباطت بهتر بود...

در کل خوش گذشت..................

خاله آنی در فرانسه هم در حال خوش گذروندنه ....خدارو شکر همه چی روبراهه....

۴ آبانماه هم عقد دارند البته به سبک فرنگی .............

حالا چندتا عکس هم میزارم ...دوتاش مربوط به شب عیدپارسال هست....

رامتین آخرای پاییز در میدان هفت حوض

رامتین آخرای پاییز در میدان هفت حوض میخواستیم بریم برات کفش بخریم جیگرم ..............بعدش به پله برقی رسیدیم :

رامتین : مامانی بریم سوارشیم

من:نه گلم من میترسم با خاله آنی برو

رامتین : پله برقی که ترس نداره خوشگلم

من: عاشقانه بغلت کردم بوسیدمت و.......وای چه حس خوبی داشت عمرا یادم بره

این دو عکس هم مهد کودک گرفتی شب عید بود


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 18:15

یونس در وبلاگ رهپویان قرآن نوشت:در حدیثى از حضرت محمد(ص) میخوانیم: «کسى که کار زشتى را نشر دهد؛ همانند کسى است که آن را در آغاز انجام داده است»؛ میتوانیم مصداق این حدیث را در لایک، بازنشر و گذاشتن کامنت در شبکههای اجتماعی جستوجو کنیم.

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 14:23

یه بار تو تریا نشسته بودیم. دو نفر فیله ی مرغ سفارش داده بودن و منتظر بودن؛ وقتی حاضر شد، مسئول تریا بلند صدا زد: ((آقا فیله)) ما این طرف زدیم زیر خنده که: ((آقا فیله تو تریا چیکار می کنه؟!))


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 14:03

پل چوبی

داستان فیلم :
1
امیر ( بهرام رادان ) و شیرین ( مهناز افشار ) زوج جوانی هستند که قصد مهاجرت به خارج از کشور را دارند. امیر که یک معمار هست، با مشکلات عدیده ای مالی برای خروج از کشور مواجه هست به همین جهت به توصیه یکی از دوستان، تصمیم می گیرد تا شیرین را به همراه یک آدم پر نفوذ به نام صبوحی ( مهران مدیری ) به خارج از کشور بفرستد تا در آنجا مقدمات مهاجرت را فراهم کند.

اما پس از اینکه امیر ، شیرین را به خارج از کشور می فرستد، ناگهان سر و کله عشق قدیمی اش نازلی ( هدیه تهرانی ) پیدا می شود. نازلی هم اکنون به یک خبرنگار هلندی که در جریان اتفاقات سال 88 دستگیر شده و هم اکنون در زندان هست، ازدواج کرده و در پی آزادی اوست.در همین حین تلفنی به امیر زده می شود که حکایت از رابطه صبوحی با شیرین دارد و...



درباره فیلم :
2
فیلمنامه «پل چوبی»به نوعی یک برداشت آزاد از « کازابلانکا » مایکل کورتیز محسوب می شود اما با اشکالات بزرگ که باعث شده فیلم در تمامی اجزای فیلمنامه دچار ضعف باشد.

« پل چوبی » با یک درام عاشقانه آغاز می شود. امیر و شیرین خوشحال از زندگی مشترکشان در پی خارج شدن از کشور هستند. این شروع خوب نوید یک درام جذاب و درگیر کننده را به تماشاگر می دهد اما متاسفانه فیلمنامه مهدی کرم پور و خسرو نقیبی به حدی آشفته و بی برنامه است که اجازه نمی دهد تماشاگر بتواند این آغاز خوب را در ادامه هم شاهد باشد.

متاسفانه عدم توازن بین درام – رمانس بین شخصیت ها و تم سیاسی فیلم که در بکارگیری آن بسیار اغراق شده، باعث شده تا « پل چوبی » علناً اثری ضعیف در حوزه انتقادی باشد که نه موفق شده حرف های عاشقانه اش را به ثمر بنشاند و نه پیامهای سیاسی اش را به مخاطب ارائه کند. اگر بخواهیم « پل چوبی » را با « کازابلانکا » در هر بخش مقایسه کنیم، ضعیف های بسیاری پیدا می کنیم که اغلب آنها در دو بخش خلاصه شده که یکی از آنها فیلمنامه و دیگری هم شخصیت پردازی است.
پرداخت شخصیت ها در « پل چوبی » متاسفانه اغراق آمیز و غیرقابل باور هست.از جمله این افراد ، صبوحی با بازی مهران مدیری هست که اصولا کمترین شباهتی به آدمهای جامعه ما دارد و در طول فیلم هم مدام در حال به زبان آوردن دیالوگ های قصار از جمله « رفتن دلیل نمی خواهد، ماندن دلیل می خواهد » است. متاسفانه مهدی کرم پور نتوانسته " صبوحی " را بیشتر از یک مونولوگ ( با رفتارهای عجیب و غریب ) به مخاطب معرفی کند و همین مورد هم در ادامه باعث عدم درک تماشاگر از وضعیت شیرین و صبوحی می شود.

از طرف دیگر ، شخصیت امیر با بازی بهرام رادان، وضعیت رفتاری مشخصی ندارد و هربار به سمتی سوق پیدا می کند! اینکه نازلی به یکباره وارد زندگی او شود و در ادامه یک تلفن کذایی به امیر زده شده تا از رابطه شیرین و صبوحی بگوید و وی هم با استناد به همین مسئله، رابطه اش را با نازلی جدی کند، اصلاً قابل قبول نیست. امیر سالهاست که با شیرین ازدواج کرده و رابطه عاشقانه آنها که در دقایق ابتدایی فیلم به تصویر کشیده می شود، حالا با یک تلنگر ساده ( که حتی درست بودنش هم معلوم نیست ) به یکباره فرو می پاشد و در ادامه هم این اتفاقات عجیب و غریب ادامه پیدا می کند.

متاسفانه مثلث عشقی میان امیر ، شیرین و نازلی در « پل چوبی » به واسطه پرداخت بد هرکدام از این شخصیت ها ، هاج و واج مانده و کارگران هم نتوانسته رابطه جذابی میان آنها برقرار کرده باشد.

در این میان یک داستان حاشیه ای هم روایت می شود که مربوط به خواهر امیر و دوستش مانی است که آن هم به سیاست گره خورده است و در نهایت هم هیچ ابتدا و انتهایی برایش در نظر گرفته نمی شود..5

در « کازابلانکا » اصولاً تمامی شخصیت های داستان ویژگی سیاسی را از ابتدا با خود به همراه داشتند و اشارات سیاسی هم با هنرمندی کامل در بطن شخصیت ها قرار گرفته بود که در ادامه همه آنها به یکدیگر مرتبط می شدند. اما داستان شخصیت های فیلم « پل چوبی » هیچ ارتباط منطقی به سیاست و اتفاقات سالهای 78 و 88 ندارد و متاسفانه تاکید کرم پور به استفاده از تم سیاسی بصورت کاملاً پر رنگ، باعث شده تا « پل چوبی » نه یک درام قوی باشد و نه یک فیلم سیاسی قدرتمند.

در بخشی از فیلم گریزی به شاملو زده می شود و شخصیت حاضر هم که که نازلی نام دارد و انتقادات اجتماعی جناب شاملو با شعر " نازلی " هم که سر جایش قرار دارد! این مورد حداقل روی کاغذ می بایستی بسیار جذاب می بود اما در اجرا توفیقی بدست نمی آورد.

در فیلم متاسفانه یکی دوتایی هم اشتباه مشاهده می شود که وجودش در اثری در این سطح قابل قبول نیست. اینکه امیر ( احتمالاً برگرفته از ریک در « کازابلانکا » ) قهرمانانه سندی تهیه می کند تا خبرنگار هلندی آزاد شود، کمی خارج از منطق به نظر می رسد چراکه سفارت هلند پیش از هرکسی ، مسئله مربوط به شهروندانش را بررسی می کند و اصلاً نیازی به این کارها نیست! ما این احتمال را می دهیم که جناب کرم پور از این موضوع خبر نداشته!

با این حال « پل چوبی » نکته مثبتی هم دارد که از جمله آنها می توان به موسیقی زیبای کارن همایونفر اشاره کرد که جذاب و شنیدنی است و یک سر و گردن از خود فیلم بالاتر است. این قطعات مخصوصاً در هنگامی که امیر در حال غر زدن است و دیالوگ های عاشقانه میان شخصیت های داستان رد و بدل می شود، کاربرد اساسی دارد و حس و حال خوبی به تماشاگر منتقل می کند.

درباره بازیگران فیلم هم باید گفت که هیچکدام از آنها در حد و اندازه های نامشان حاضر نشده اند. بهرام رادان یکی از بازی های بد خودش را در این فیلم انجام داده، مهناز افشار هم دست کمی از او ندارد، هدیه تهرانی حضور کوتاهی دارد اما دیالوگ های سیاسی اش سوهان اعصاب است و مهران مدیری هم که با مثال های عجیب و غریب اش در مورد " شیر " اصولاً توانایی ارتباط برقرار کردن با مخاطبش را ندارد. در این بین شاید تنها فرهاد اصلانی در نقش سرهنگ باشد که استاندارد و قابل قبول هست؛ هرچند که شخصیت پردازی او دقیقاً در نقطه مقابل بازی خوبش قرار دارد.

« پل چوبی » واقعا عبارت مناسبی برای این فیلم است. این « پل چوبی » به حدی لغزان و غیرقابل اعتماد هست که هرکسی توان گذشتن از آن را ندارد. اگر بخواهیم از این پل رد شویم احتمال سقوط بسیار فراوان است و اگر هم موفق به رد شدن از این پل با مشقت زیاد شدیم، در نهایت هم قسم می شویم که هرگز بار دیگر سراغ این « پل چوبی » نرویم!


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 13:47

عید سعید قربان و روز عید غدیر خم و

به همه دوستای گلم تبریک میگم.



برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 13:31

علی معنای دریا در کویر است

نفوذش در عدالت بی نظیر است

من از هر کاروان این را شنیدم

مسیر عشق قربان تا غدیر است


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 13:21

صفحه بندی